hopsen
جهیدن، بالا و پایین پریدن
Beispiele
- Rund um ihn herum ''hopsten'' verkleidete Kinder – als Indianer – und grölten lauthals.اطراف او کودکان مبدلپوش - در نقش سرخپوست - میجهیدند و با صدای بلند فریاد میزدند.
Bedeutungen
1
intransitiv
با حرکات کوتاه و سبک پریدن یا جست و خیز کردن (معمولاً با هر دو پا)، اغلب به صورت بازیگوشانه.
- Die Kinder hopsen fröhlich über die Wiese.بچهها شادمانه روی چمن جست و خیز میکنند.
- Der Hase hopste schnell ins Gebüsch.خرگوش به سرعت به داخل بوتهها پرید.