hopsen

Aussprache: /ˈhɔpsn̩/
Wortzerlegung: hop·sen
فعل

جهیدن، بالا و پایین پریدن

Beispiele

  • Rund um ihn herum ''hopsten'' verkleidete Kinder – als Indianer – und grölten lauthals.اطراف او کودکان مبدل‌پوش - در نقش سرخپوست - می‌جهیدند و با صدای بلند فریاد می‌زدند.

Bedeutungen

1 intransitiv

با حرکات کوتاه و سبک پریدن یا جست و خیز کردن (معمولاً با هر دو پا)، اغلب به صورت بازیگوشانه.

  • Die Kinder hopsen fröhlich über die Wiese.بچه‌ها شادمانه روی چمن جست و خیز می‌کنند.
  • Der Hase hopste schnell ins Gebüsch.خرگوش به سرعت به داخل بوته‌ها پرید.