herumhopsen

Aussprache: /hɛˈʁʊmˌhɔpsən/
Worttrennung: her·um·hop·sen
فعل

این طرف و آن طرف پریدن، جست و خیز کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با حرکات کوچک و سریع، معمولاً به صورت بازیگوشانه یا بی‌هدف، در اطراف پریدن یا جست و خیز کردن.

  • Die Kinder hopsten aufgeregt umher, als sie die Geschenke sahen.بچه‌ها با هیجان این طرف و آن طرف می‌پریدند، وقتی که هدایا را دیدند.
  • Der kleine Hund hopste fröhlich umher und bellte.سگ کوچک با شادی این طرف و آن طرف می‌پرید و پارس می‌کرد.