فعل
گوش دادن (مخفیانه یا با دقت زیاد)
معانی و تعاریف horchen:
- با دقت گوش دادن، اغلب به صورت پنهانی یا برای شنیدن چیزی خاص
جملات نمونه برای horchen:
Ich ''horche'' angestrengt in die Stille der Nacht, aber vernehme keinen einzigen Laut.
با دقت به سکوت شب گوش میدهم، اما هیچ صدایی نمیشنوم.
Sie ''horchte'' an der Tür ihrer Schwester.
او مخفیانه پشت در اتاق خواهرش گوش ایستاد.
''Horch,'' kommt da nicht jemand die Treppe herauf?
گوش کن، کسی از پلهها بالا نمیآید؟