hosenlos

Aussprache: /ˈhoːzn̩loːs/
Worttrennung: ho·sen·los
صفت

بدون شلوار، شلوار نپوشیده

Bedeutungen

1

به معنای نپوشیدن شلوار است. این حالت می‌تواند عمدی یا سهوی باشد.

  • Er rannte hosenlos durch den Garten.او بدون شلوار در باغ دوید.
  • Es ist nicht üblich, in diesem Restaurant hosenlos zu erscheinen.معمول نیست که در این رستوران بدون شلوار حاضر شد.
  • Nach dem Schwimmen war er kurzzeitig hosenlos.او بعد از شنا برای مدت کوتاهی بدون شلوار بود.