hospitalisiert

Aussprache: /hɔspitaliˈziːɐ̯t/
Worttrennung: hos·pi·ta·li·siert
صفت

بستری شده (در بیمارستان)

Bedeutungen

1

در بیمارستان بستری شده و تحت مراقبت پزشکی قرار گرفته است.

  • Nach dem Unfall wurde er sofort hospitalisiert.پس از حادثه بلافاصله او را در بیمارستان بستری کردند.
  • Die Patientin ist seit gestern hospitalisiert und erholt sich gut.بیمار از دیروز بستری شده و به خوبی در حال بهبودی است.
  • Er muss für eine Operation hospitalisiert werden.او باید برای جراحی در بیمارستان بستری شود.