abhotten
به شدت رقصیدن، حسابی رقصیدن
Beispiele
- Am Samstag möchte ich zur Musik richtig ''abhotten''.شنبه میخواهم با موسیقی حسابی برقصیم.
Bedeutungen
1
Intransitiv
(عامیانه) به صورت وحشیانه و بیقید و بند رقصیدن یا جشن گرفتن.
- Auf der Party haben wir die ganze Nacht abgehottet.در مهمانی تمام شب را رقصیدیم و خوش گذراندیم.
- Die Jugendlichen hotteten zu lauter Musik ab.جوانان با موسیقی بلند به شدت میرقصیدند.