abhotten

Aussprache: /ˈapˌhɔtn̩/
Wortzerlegung: ab·hot·ten
فعل

به شدت رقصیدن، حسابی رقصیدن

Beispiele

  • Am Samstag möchte ich zur Musik richtig ''abhotten''.شنبه می‌خواهم با موسیقی حسابی برقصیم.

Bedeutungen

1 Intransitiv

(عامیانه) به صورت وحشیانه و بی‌قید و بند رقصیدن یا جشن گرفتن.

  • Auf der Party haben wir die ganze Nacht abgehottet.در مهمانی تمام شب را رقصیدیم و خوش گذراندیم.
  • Die Jugendlichen hotteten zu lauter Musik ab.جوانان با موسیقی بلند به شدت می‌رقصیدند.