hufähnlich
شبیه سم، سممانند (صفت)
Bedeutungen
1
چیزی که از نظر شکل یا ساختار شبیه به سم حیوانات است.
- Das Werkzeug hatte eine hufähnliche Spitze zur Reinigung.ابزار نوک سممانندی برای تمیز کردن داشت.
- Die Formation der Steine wirkte hufähnlich.تشکیل سنگها شبیه سم به نظر میرسید.
- Manche Dinosaurier hatten hufähnliche Füße.برخی دایناسورها پاهایی شبیه سم داشتند.