Konjugierte Form
لرزیدن، تکان خوردن (به خصوص در اسب)
معانی و تعاریف huften:
- عمل ضربه زدن با سم، معمولاً توسط اسب یا حیوانات مشابه، که میتواند نشاندهنده خشم، هیجان یا تهدید باشد.
جملات نمونه برای huften:
Vor Aufregung huftete das Pferd ungeduldig auf dem Pflaster.
اسب از هیجان بیصبرانه بر روی سنگفرش سم میکوبید.
Der wütende Stier huftete drohend in Richtung des Matadors.
گاو خشمگین به سمت گاو باز تهدیدآمیز سم میکوبید.