huldigen

Aussprache: /ˈhʊldɪɡn̩/
Wortzerlegung: hul·di·gen
فعل

تکریم کردن، ستایش کردن، سرسپردگی نشان دادن

Beispiele

  • Er ''huldigte'' den Göttern.او خدایان را ستایش می‌کرد.
  • Sie ''huldigten'' ihrem Spaziergang.آن‌ها پیاده‌روی خود را گرامی داشتند.

Bedeutungen

1 Dativ

به کسی یا چیزی ادای احترام کردن، ستایش کردن، وفاداری نشان دادن.

  • Die Fans huldigten ihrem Idol mit Standing Ovations.طرفداران با تشویق ایستاده به بت خود ادای احترام کردند.
  • Man huldigte dem König mit Geschenken.به پادشاه با هدایا ادای احترام شد.