humanmedizinisch
مرتبط با پزشکی انسانی، پزشکی انسان
Bedeutungen
1
مربوط به پزشکی انسانی؛ شاخهای از پزشکی که به مطالعه، تشخیص و درمان بیماریها در انسان میپردازد.
- Die humanmedizinische Forschung hat große Fortschritte gemacht.تحقیقات پزشکی انسانی پیشرفتهای بزرگی داشته است.
- Er hat eine humanmedizinische Ausbildung genossen.او آموزش پزشکی انسانی دیده است.
- Die humanmedizinischen Fakultäten sind oft überfüllt.دانشکدههای پزشکی انسانی اغلب شلوغ هستند.