hundegroß

Aussprache: /ˈhʊndəɡʁoːs/
Worttrennung: hun·de·groß
صفت

به اندازه سگ، خیلی بزرگ

Bedeutungen

1

به اندازه‌ای بزرگ که بتوان آن را با اندازه یک سگ مقایسه کرد؛ اغلب برای توصیف اشیاء یا حیوانات بزرگ به کار می‌رود.

  • Der Welpe war schon fast hundegroß.توله سگ تقریباً به اندازه یک سگ بزرگ شده بود.
  • Er trug eine hundegroße Tasche voller Bücher.او کیفی به اندازه یک سگ پر از کتاب حمل می‌کرد.
  • Die Spinne war erschreckend hundegroß.عنکبوت به طرز وحشتناکی به اندازه یک سگ بود.