فعل
پریدن (به خصوص پرش کوتاه دوپایی)
معانی و تعاریف hupfen:
- حرکت کردن با جهشهای کوتاه و سبک، اغلب به نشانهی شادی، هیجان، یا بیقراری؛ همچنین میتواند به معنای حرکت نامنظم و ناگهانی باشد.
جملات نمونه برای hupfen:
„Er ist einer von denenjenigen Meerfischen, die am besten in die Höhe ''hupfen'' können, […]“
«او یکی از آن ماهیانی است که میتواند بهترین پرشها را به سمت بالا انجام دهد.»
Die Kinder hupften vor Freude auf der Wiese herum.
بچهها با شادی روی چمن میپریدند.
Sein Herz hupfte vor Aufregung, als er die Nachricht erhielt.
قلبش از هیجان تپید وقتی خبر را دریافت کرد.