huren
فاحشگی کردن، هرزگی کردن، تنفروشی کردن (به معنای تحقیرآمیز)
Beispiele
- Wie mir die Leute aus unserer Band erzählen, ''hurt'' er durch die Gegend, was das Zeug hält.همانطور که افراد گروه ما میگویند، او بیوقفه در اطراف هرزگی میکند.
Bedeutungen
1
بدون مفعول
فاحشگی کردن، روسپیگری کردن (عامیانه و توهینآمیز)
- Sie wurde beschuldigt, zu huren.او متهم به فاحشگی شد.
- In einigen Vierteln ist es bekannt, dass dort gehurt wird.در برخی محلهها معروف است که در آنجا فاحشگی میشود.