hurenhaft

Aussprache: /ˈhuːʁənhaft/
Worttrennung: hu·ren·haft
صفت

فاحشه‌وار، زننده

Bedeutungen

1

رفتار یا ظاهری که به طور نامناسبی تحریک‌آمیز یا بی‌شرمانه تلقی می‌شود، شبیه به رفتار یا ظاهر یک فاحشه.

  • Ihr Kleidungsstil wurde als zu hurenhaft kritisiert.سبک لباس پوشیدن او به عنوان فاحشه‌وار مورد انتقاد قرار گرفت.
  • Er fand ihr Benehmen auf der Party unangemessen und hurenhaft.او رفتار او را در مهمانی نامناسب و زننده یافت.
  • Die Darstellung im Film war unnötig hurenhaft.به تصویر کشیدن در فیلم به طور غیرضروری زننده بود.