zurückhuschen
به سرعت و بیسروصدا برگشتن، پنهانی عقب رفتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به سرعت، اغلب بیسروصدا و پنهانی به عقب رفتن یا برگشتن.
- Als sie die Tür öffnete, huschte die Katze schnell zurück.وقتی او در را باز کرد، گربه به سرعت عقب رفت.
- Er bemerkte, dass er beobachtet wurde, und huschte sofort zurück.او متوجه شد که تحت نظر است و بلافاصله عقب رفت.