Konjugierte Form
هیس کردند، سوت زدند (شکل صرف شده فعل hussen)
معانی و تعاریف hussten:
- صدای ناشی از انقباض ناگهانی و شدید عضلات تنفسی، اغلب به دلیل بیماری یا تحریک مجاری تنفسی.
- به طور استعاری، نشان دادن ناراحتی یا اعتراض با صداهای خشن یا بریده بریده.
جملات نمونه برای hussten:
Er hustete trocken und schmerzhaft, ein Zeichen der fortgeschrittenen Lungenentzündung.
او سرفهای خشک و دردناک میکرد، نشانهای از ذاتالریه پیشرفته.
Der Rauch der brennenden Fabrik ließ die Anwohner im Umkreis husten.
دود کارخانه در حال سوختن باعث سرفه کردن ساکنان اطراف شد.
Die Menge hustete zustimmend, als der Redner die Missstände anprangerte.
جمعیت با سرفههایی تأییدآمیز، زمانی که سخنران به سوءاستفادهها اعتراض کرد، واکنش نشان دادند.