hutzeln

Aussprache: /ˈhʊtsl̩n/
Wortzerlegung: hut·zeln
فعل

چروکیده شدن، خشک و مچاله شدن

Bedeutungen

1 intransitiv

پژمرده، چروکیده و پلاسیده شدن (میوه‌ها یا پوست انسان در اثر کهولت)

  • Die Äpfel sind über den Winter im Keller gehutzelt.سیب‌ها در طول زمستان در زیرزمین چروکیده شدند.
  • Ihre Haut ist im Alter stark gehutzelt.پوست او در کهنسالی به شدت چروکیده شده است.