hutzeln
چروکیده شدن، خشک و مچاله شدن
Bedeutungen
1
intransitiv
پژمرده، چروکیده و پلاسیده شدن (میوهها یا پوست انسان در اثر کهولت)
- Die Äpfel sind über den Winter im Keller gehutzelt.سیبها در طول زمستان در زیرزمین چروکیده شدند.
- Ihre Haut ist im Alter stark gehutzelt.پوست او در کهنسالی به شدت چروکیده شده است.