hydrieren

Aussprache: /hyˈdʀiːʀən/
Wortzerlegung: hy·drie·ren
فعل

هیدروژنه کردن، آبدار کردن (شیمی)

Beispiele

  • Phenol lässt sich etwas leichter als Benzol ''hydrieren''.فنول کمی راحت‌تر از بنزن هیدروژنه می‌شود.
  • Die Anlage ''hydriert'' Steinkohle.این تأسیسات زغال سنگ را هیدروژنه می‌کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

(شیمی) هیدروژنه کردن، افزودن هیدروژن به یک ترکیب شیمیایی

  • In der Industrie hydriert man Öle, um sie fester zu machen.در صنعت، روغن‌ها را هیدروژنه می‌کنند تا جامدتر شوند.
  • Die ungesättigten Fettsäuren wurden hydriert.اسیدهای چرب غیراشباع هیدروژنه شدند.
2 Akkusativ

(زیست‌شناسی، آرایشی) آب‌رسانی کردن، مرطوب کردن (پوست، بدن)

  • Es ist wichtig, die Haut regelmäßig zu hydrieren, um Trockenheit vorzubeugen.مهم است که پوست را به طور منظم آب‌رسانی کنید تا از خشکی جلوگیری شود.
  • Trinken Sie ausreichend Wasser, um Ihren Körper gut zu hydrieren.به اندازه کافی آب بنوشید تا بدن خود را به خوبی آب‌رسانی کنید.