ich glaub, mein Schwein pfeift
باورم نمیشود!، عجب!، شوخی میکنی؟
Bedeutungen
1
این اصطلاح برای ابراز شگفتی، ناباوری یا تعجب شدید در موقعیتهای غیرمنتظره یا باورنکردنی به کار میرود. معادل فارسی آن «شاخ درآوردم!» یا «باورم نمیشه!» است.
- Ich habe gerade gehört, dass er im Lotto gewonnen hat. Ich glaub, mein Schwein pfeift!تازه شنیدم که او در لاتاری برنده شده است. باورم نمیشود!
- Du willst wirklich kündigen und nach Australien auswandern? Ich glaub, mein Schwein pfeift!تو واقعاً میخواهی استعفا بدهی و به استرالیا مهاجرت کنی؟ شوخی میکنی؟
- Als ich das Ergebnis sah, dachte ich nur: Ich glaub, mein Schwein pfeift!وقتی نتیجه را دیدم، فقط فکر کردم: باورم نمیشود!