identifizieren
شناسایی کردن، تشخیص هویت دادن، احراز هویت کردن، همذات پنداری کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas identifizieren)
کسی یا چیزی را تشخیص دادن و هویت آن را مشخص کردن.
- Die Polizei konnte den Täter identifizieren.پلیس توانست مجرم را شناسایی کند.
- Können Sie dieses Objekt identifizieren?آیا میتوانید این شیء را تشخیص دهید؟
2
sich + mit + Dativ
خود را با کسی یا چیزی همذات پنداری کردن، احساس تعلق یا نزدیکی کردن.
- Viele junge Menschen identifizieren sich mit dieser Musik.بسیاری از جوانان با این موسیقی همذات پنداری میکنند.
- Er identifiziert sich stark mit seiner Heimatstadt.او با شهر زادگاهش احساس نزدیکی زیادی میکند.