ihrzen
با "Ihr" (شما جمع) خطاب کردن
Beispiele
- Der Sohn ''ihrzt'' seinen Vater.پسر پدرش را با "Ihr" خطاب میکند.
- So manchem steigt sein Ruhm zu Kopfe und er verlangt fortan von allen, dass sie ihn ''ihrzen'' sollen.شهرت برخی افراد به سرشان میزند و از آن پس از همه میخواهند که آنها را با "Ihr" خطاب کنند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را با ضمیر 'ihr' (شما جمع غیررسمی یا قدیمی) خطاب کردن؛ برخلاف 'duzen' (با 'du' خطاب کردن) و 'siezen' (با 'Sie' خطاب کردن).
- In manchen ländlichen Gegenden ist es noch üblich, sich zu ihrzen.در برخی مناطق روستایی هنوز مرسوم است که یکدیگر را با 'ihr' خطاب کنند.
- Die Kinder ihrzten die Großeltern aus Respekt.بچهها پدربزرگ و مادربزرگ را از روی احترام با 'ihr' خطاب میکردند.