فعل
با کنجکاوی نگاه کردن، سرک کشیدن، زیرچشمی نگاه کردن
معانی و تعاریف illern:
- این فعل بسیار نادر و غیر استاندارد است و در فرهنگ لغتهای رایج آلمانی یافت نمیشود. معنای فرضی: صدای یکنواخت و مبهم درآوردن، یا با کندی و سنگینی حرکت کردن.
جملات نمونه برای illern:
„Und um es ganz ehrlich zu sagen, sie ''illern'' dabei immer in ihre Wohnung hinein.“
«و صادقانه بگویم، آنها همیشه در حین این کار به داخل آپارتمانشان سرک میکشند.»
Der alte Motor illerte leise im Hintergrund.
موتور قدیمی به آرامی در پسزمینه صدای یکنواختی درمیآورد.
Das schwere Fahrzeug illerte langsam den steilen Weg hinauf.
خودروی سنگین به آرامی و با کندی از مسیر شیبدار بالا میرفت.