illerten
آواز خواندند (پرندگان)، ناله کردند
Bedeutungen
1
Akkusativ
با استفاده از نخهای رنگی، روبان یا سایر مواد، طرحهای ظریف و پیچیده را بر روی پارچه گلدوزی یا تزئین کردن.
- Die Künstlerin illerte die Ränder des Wandteppichs mit filigranen Mustern aus Goldfäden.هنرمند لبههای قالیچه دیواری را با طرحهای ظریف از نخهای طلا گلدوزی کرد.
- Sie illerte die Initialen ihres Liebsten auf das Leinenkissen als Zeichen ihrer Zuneigung.او حروف اول نام معشوقش را به عنوان نشانه محبت بر روی بالش کتانی گلدوزی کرد.
2
Akkusativ
به طور استعاری، چیزی را با جزئیات دقیق، هنرمندانه و ظریف آراستن یا تزئین کردن؛ اغلب در مورد متن، موسیقی یا طراحی.
- Der Autor illerte seinen Roman mit zahlreichen historischen Anspielungen und literarischen Zitaten.نویسنده رمان خود را با اشارات تاریخی متعدد و نقل قولهای ادبی تزئین کرد.
- Der Komponist illerte die Melodie mit komplexen Verzierungen und Gegenmelodien.آهنگساز ملودی را با تزئینات پیچیده و ملودیهای متقابل آراست.