im Nu
در یک چشم به هم زدن، به سرعت
Beispiele
- Sie waren ''im Nu'' wieder zurück.آنها ''در یک چشم به هم زدن'' برگشتند.
- Die Ferien vergingen ''im Nu.تعطیلات ''به سرعت'' گذشت.
- Doch die Regenzeit stand kurz bevor, und wenn die Straße unasphaltiert blieb, würde die ganze Arbeit ''im Nu'' weggespült werden.اما فصل بارندگی نزدیک بود، و اگر جاده آسفالت نشده باقی میماند، تمام کار ''در یک چشم به هم زدن'' شسته میشد و از بین میرفت.