im falschen Film sein

Aussprache: /ɪm ˌfalʃən ˈfɪlm zaɪ̯n/
Worttrennung: im fal·schen ·Fil·m ·sein
اصطلاح

انگار در فیلم اشتباهی هستم، باورم نمی‌شود چه اتفاقی دارد می‌افتد

Bedeutungen

1

این اصطلاح برای بیان احساس گیجی، ناباوری یا سردرگمی در موقعیتی غیرمنتظره یا عجیب به کار می‌رود. فرد احساس می‌کند که در شرایطی قرار گرفته که با واقعیت یا انتظار او همخوانی ندارد.

  • Als ich die Nachricht hörte, dachte ich, ich bin im falschen Film.وقتی خبر را شنیدم، فکر کردم انگار در فیلم اشتباهی هستم.
  • Er hat so seltsam reagiert, ich glaube, er ist im falschen Film.او خیلی عجیب واکنش نشان داد، فکر می‌کنم او در دنیای دیگری است (متوجه واقعیت نیست).
  • Bei dieser chaotischen Veranstaltung hatte man das Gefühl, im falschen Film zu sein.در این رویداد پر هرج و مرج، احساس می‌کردی در فیلم اشتباهی هستی.