im wahrsten Sinne des Wortes
به معنای واقعی کلمه، لفظاً، واقعاً
Bedeutungen
1
برای تأکید بر اینکه چیزی دقیقاً و بدون هیچگونه اغراق یا استعارهای درست است؛ یعنی همانطور که کلمات معنی میدهند.
- Das war im wahrsten Sinne des Wortes eine Katastrophe.این به معنای واقعی کلمه یک فاجعه بود.
- Er ist im wahrsten Sinne des Wortes ein Held.او به معنای واقعی کلمه یک قهرمان است.
- Nach dem langen Marsch waren wir im wahrsten Sinne des Wortes erschöpft.بعد از پیادهروی طولانی، ما واقعاً خسته بودیم.