imaginär

Aussprache: /ɪmaɡiˈnɛːɐ̯/
Worttrennung: ima·gi·när
صفت

خیالی، موهومی

Bedeutungen

1

وجود ندارد یا واقعی نیست، بلکه فقط در ذهن یا تخیل وجود دارد.

  • Der Drache ist eine imaginäre Kreatur aus Märchen.اژدها موجودی خیالی از افسانه‌هاست.
  • Er lebte in einer imaginären Welt, die er sich selbst erschaffen hatte.او در دنیایی خیالی زندگی می‌کرد که خودش ساخته بود.
  • Die Gefahr war nicht real, sondern nur imaginär.خطر واقعی نبود، بلکه صرفاً خیالی بود.
2

در ریاضیات، عددی که شامل واحد موهومی 'i' است (ریشه دوم عدد منفی).

  • Die komplexe Zahl hat einen reellen und einen imaginären Teil.عدد مختلط دارای بخش حقیقی و بخش موهومی است.
  • Die Gleichung hat nur imaginäre Lösungen.این معادله فقط جواب‌های موهومی دارد.
  • In der Physik werden oft imaginäre Zahlen verwendet.در فیزیک اغلب از اعداد موهومی استفاده می‌شود.