imkern

Aussprache: /ˈɪmkɐn/
Wortzerlegung: im·kern
فعل

زنبورداری کردن

Beispiele

  • Horst ''imkert'' schon seit Jahren hobbymäßig.هورست سال‌هاست که به عنوان سرگرمی زنبورداری می‌کند.

Bedeutungen

1 (intransitiv)

زنبور عسل پرورش دادن و از آن‌ها مراقبت کردن

  • Mein Großvater imkert schon seit 30 Jahren.پدربزرگم ۳۰ سال است که زنبورداری می‌کند.
  • Imkern ist ein altes Handwerk.زنبورداری یک حرفه قدیمی است.