imkern
زنبورداری کردن
Beispiele
- Horst ''imkert'' schon seit Jahren hobbymäßig.هورست سالهاست که به عنوان سرگرمی زنبورداری میکند.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
زنبور عسل پرورش دادن و از آنها مراقبت کردن
- Mein Großvater imkert schon seit 30 Jahren.پدربزرگم ۳۰ سال است که زنبورداری میکند.
- Imkern ist ein altes Handwerk.زنبورداری یک حرفه قدیمی است.