imkerten
زنبورداری کردند
Bedeutungen
1
(intransitiv)
زنبورداری کردن، زنبور پرورش دادن
- Mein Großvater imkerte seit seiner Jugend.پدربزرگم از جوانی زنبورداری میکرد.
- Sie lernt gerade, wie man richtig imkert.او در حال یادگیری است که چگونه درست زنبورداری کند.