immatrikulieren
ثبتنام کردن (در دانشگاه)
Beispiele
- Rund 8.000 Studierende sind in mehr als 60 überwiegend internationalen Studiengängen ''immatrikuliert.حدود ۸۰۰۰ دانشجو در بیش از ۶۰ رشته تحصیلی عمدتاً بینالمللی ثبتنام کردهاند.
Bedeutungen
1
sich + an + Dativ / für + Akkusativ
در یک دانشگاه یا موسسه آموزش عالی ثبت نام کردن و دانشجو شدن (بازتابی)
- Sie hat sich an der Universität für Medizin immatrikuliert.او در دانشگاه برای رشته پزشکی ثبت نام کرده است.
- Um zu studieren, muss man sich zuerst immatrikulieren.برای تحصیل، ابتدا باید ثبت نام کرد.
2
jemanden + an + Dativ
کسی را در یک دانشگاه یا موسسه آموزش عالی ثبت نام کردن (متعدی)
- Die Universität immatrikuliert jedes Jahr Tausende von Studenten.دانشگاه هر سال هزاران دانشجو را ثبت نام میکند.
- Er wurde erfolgreich immatrikuliert und kann nun sein Studium beginnen.او با موفقیت ثبت نام شد و اکنون میتواند تحصیلات خود را آغاز کند.