فعل
دلالت داشتن بر، در بر داشتن، متضمن بودن
معانی و تعاریف implizieren:
- دلالت کردن، مستلزم بودن، اشاره ضمنی داشتن
- (منطقی) نتیجه دادن، به معنای چیزی بودن
جملات نمونه برای implizieren:
Mit dieser Aussage möchten Sie ''implizieren,'' dass …
شما با این گفته میخواهید اینگونه القا کنید که ...
Die Annahme, die Quadratwurzel der Zwei sei eine rationale Zahl, ''impliziert'' nach dem bekannten Beweis Euklids einen Widerspruch zu dieser Annahme.
فرض اینکه ریشه دوم عدد دو یک عدد گویا است، طبق اثبات معروف اقلیدس، تناقضی با این فرض را در بر دارد.
Seine Aussage impliziert, dass er nicht einverstanden ist.
گفته او دلالت بر این دارد که او موافق نیست.