in Frage kommen
مطرح بودن، گزینه بودن، واجد شرایط بودن
Bedeutungen
1
به معنای مورد توجه قرار گرفتن، به عنوان یک گزینه یا امکان در نظر گرفته شدن، یا واجد شرایط بودن برای چیزی.
- Diese Lösung kommt für uns nicht in Frage.این راهحل برای ما مطرح نیست (گزینه مناسبی نیست).
- Er kommt für die Stelle nicht in Frage, da ihm die Erfahrung fehlt.او واجد شرایط این شغل نیست، زیرا تجربه کافی ندارد.
- Ob wir ins Kino gehen, kommt noch in Frage.اینکه آیا به سینما برویم یا نه، هنوز مطرح است (تصمیمش قطعی نیست).