in Gottes Namen

Aussprache: /ɪn ˈɡɔtəs ˌnaːmən/
Worttrennung: in· ·Got·tes· Na·men
اصطلاح

به خاطر خدا، به هر حال، باشد (با اکراه یا تسلیم)، آخر (در جملات پرسشی برای تاکید یا ناامیدی)

Bedeutungen

1

برای بیان اجازه دادن با اکراه، تسلیم شدن به شرایط، یا تأکید بر چیزی که دیگر چاره‌ای جز پذیرش آن نیست.

  • Na gut, dann mach es in Gottes Namen, aber sei vorsichtig!خیلی خب، پس به خاطر خدا انجامش بده، اما مراقب باش!
  • Wenn du unbedingt weg musst, dann geh in Gottes Namen.اگر واقعاً باید بروی، پس برو، دیگر چاره‌ای نیست.
  • Er hat schon wieder seine Hausaufgaben vergessen. Was soll ich nur in Gottes Namen tun?او دوباره مشق‌هایش را فراموش کرده است. من واقعاً چه کار کنم؟