in Kraft treten
به اجرا درآمدن، نافذ شدن، اجرایی شدن
Bedeutungen
1
زمانی که یک قانون، مقررات، توافق یا حکم رسماً شروع به اجرا شدن و معتبر بودن میکند.
- Das neue Gesetz tritt am ersten Januar in Kraft.قانون جدید از اول ژانویه اجرایی میشود.
- Die Vereinbarung ist gestern in Kraft getreten.توافقنامه دیروز لازمالاجرا شد.
- Wann wird die neue Regelung in Kraft treten?چه زمانی مقررات جدید به اجرا درخواهد آمد؟