in Reih und Glied
منظم و مرتب، در صف و ردیف
Bedeutungen
1
به معنای منظم و مرتب بودن، در صف یا ستونهای منظم قرار گرفتن، معمولاً برای توصیف صف سربازان، دانشآموزان یا اشیاء چیده شده به کار میرود.
- Die Soldaten marschierten in Reih und Glied über den Exerzierplatz.سربازان در صف و ردیف منظم از میدان رزمایش عبور کردند.
- Alle Bücher stehen im Regal in Reih und Glied.تمام کتابها در قفسه به صورت منظم و ردیفی قرار گرفتهاند.
- Die Kinder mussten sich für das Foto in Reih und Glied aufstellen.بچهها مجبور بودند برای عکس گرفتن در صف و ردیف منظم بایستند.