in Reih und Glied

Aussprache: /ɪn ˈʁaɪ̯ ʊnt ˈɡliːt/
Worttrennung: in· Reih un·d ·Glied
اصطلاح

منظم و مرتب، در صف و ردیف

Bedeutungen

1

به معنای منظم و مرتب بودن، در صف یا ستون‌های منظم قرار گرفتن، معمولاً برای توصیف صف سربازان، دانش‌آموزان یا اشیاء چیده شده به کار می‌رود.

  • Die Soldaten marschierten in Reih und Glied über den Exerzierplatz.سربازان در صف و ردیف منظم از میدان رزمایش عبور کردند.
  • Alle Bücher stehen im Regal in Reih und Glied.تمام کتاب‌ها در قفسه به صورت منظم و ردیفی قرار گرفته‌اند.
  • Die Kinder mussten sich für das Foto in Reih und Glied aufstellen.بچه‌ها مجبور بودند برای عکس گرفتن در صف و ردیف منظم بایستند.