in Schach halten
مهار کردن، زیر فشار نگه داشتن، اجازه خطر کردن ندادن
Bedeutungen
1
به معنای کنترل کردن، مهار کردن یا محدود کردن کسی یا چیزی که بالقوه خطرناک یا دردسرساز است. جلوگیری از پیشرفت یا اقدام مضر.
- Die Polizei musste die Demonstranten in Schach halten, um weitere Ausschreitungen zu verhindern.پلیس مجبور بود تظاهرکنندگان را مهار کند تا از درگیریهای بیشتر جلوگیری شود.
- Er versucht, seine Emotionen in Schach zu halten, damit er ruhig bleiben kann.او سعی میکند احساساتش را کنترل کند تا بتواند آرام بماند.
- Wir müssen die Ausbreitung der Krankheit in Schach halten.ما باید گسترش بیماری را مهار کنیم.