in den Arsch gehen
خراب شدن، از کار افتادن، از بین رفتن
Bedeutungen
1
به معنای خراب شدن، از کار افتادن یا از بین رفتن چیزی، به خصوص در مورد برنامهها، پروژهها یا دستگاهها. این اصطلاح معمولاً بیانگر ناامیدی یا شکست است.
- Unser ganzes Projekt ist buchstäblich in den Arsch gegangen, weil der Hauptinvestor abgesprungen ist.کل پروژه ما عملاً خراب شد چون سرمایهگذار اصلی انصراف داد.
- Nachdem die Software abgestürzt war, war die ganze Arbeit der letzten Woche in den Arsch gegangen.بعد از اینکه نرمافزار از کار افتاد، تمام کار هفته گذشته از بین رفت.
- Wenn das Wetter morgen nicht mitspielt, geht unser Ausflug in den Arsch.اگر فردا هوا خوب نباشد، سفر تفریحی ما خراب میشود.