in den Arsch kriechen

Aussprache: /ˈɪn deːn ˈaʁʃ ˌkʁiːçn̩/
Worttrennung: in· ·den Ar·sch ·krie·chen
اصطلاح

چاپلوسی کردن، خود را لوس کردن برای دیگران جهت کسب منافع

Bedeutungen

1

به شدت چاپلوسی کردن، تملق گفتن یا خود را حقیر کردن در برابر کسی برای به دست آوردن منفعت، مقام یا رضایت او؛ رفتار ذلیلانه برای جلب نظر.

  • Er versucht ständig, dem Chef in den Arsch zu kriechen, um befördert zu werden.او دائماً تلاش می‌کند برای ترفیع گرفتن، به رئیس چاپلوسی کند.
  • Ich finde es widerlich, wenn Leute dem Lehrer so in den Arsch kriechen.من وقتی می‌بینم مردم اینقدر به معلم تملق می‌گویند، حالم به هم می‌خورد.
  • Sie musste dem reichen Erben in den Arsch kriechen, um Geld von ihm zu bekommen.او مجبور بود برای گرفتن پول از وارث ثروتمند، به او چاپلوسی کند.