in den Arsch kriechen
چاپلوسی کردن، خود را لوس کردن برای دیگران جهت کسب منافع
Bedeutungen
1
به شدت چاپلوسی کردن، تملق گفتن یا خود را حقیر کردن در برابر کسی برای به دست آوردن منفعت، مقام یا رضایت او؛ رفتار ذلیلانه برای جلب نظر.
- Er versucht ständig, dem Chef in den Arsch zu kriechen, um befördert zu werden.او دائماً تلاش میکند برای ترفیع گرفتن، به رئیس چاپلوسی کند.
- Ich finde es widerlich, wenn Leute dem Lehrer so in den Arsch kriechen.من وقتی میبینم مردم اینقدر به معلم تملق میگویند، حالم به هم میخورد.
- Sie musste dem reichen Erben in den Arsch kriechen, um Geld von ihm zu bekommen.او مجبور بود برای گرفتن پول از وارث ثروتمند، به او چاپلوسی کند.