in den Clinch gehen

Aussprache: /ɪn deːn ˈklɪntʃ ˌɡeːən/
Worttrennung: in· ·den Clin·ch ·ge·hen
اصطلاح

وارد یک مشاجره شدید شدن، شروع کردن یک بحث داغ

Bedeutungen

1

این عبارت به معنای شروع کردن یک درگیری، مشاجره یا بحث داغ با کسی است. این عمل معمولاً با قصد رویارویی یا بیان مخالفت شدید صورت می‌گیرد.

  • Er wollte keinen Streit, aber sein Kollege ging sofort in den Clinch.او دعوایی نمی‌خواست، اما همکارش بلافاصله وارد بحث داغ شد.
  • Wenn du mit ihm über Politik sprichst, gehst du schnell in den Clinch.اگر با او درباره سیاست صحبت کنی، به سرعت وارد بحث داغ می‌شوی.
  • Sie ging mit dem Verkäufer wegen des falschen Preises in den Clinch.او به خاطر قیمت اشتباه با فروشنده وارد مشاجره شد.