in der Klemme sitzen

Aussprache: /ɪn deːɐ̯ ˈklɛmə ˈzɪtsn̩/
Worttrennung: in· ·der Klem·me ·sit·zen
اصطلاح

در مخمصه بودن، گیر افتادن (در شرایط سخت)

Bedeutungen

1

قرار گرفتن در یک موقعیت دشوار، مشکل یا تنگنا که از آن به راحتی نتوان خارج شد و نیاز به راه‌حلی فوری دارد.

  • Wegen der unerwarteten Rechnung sitzt er jetzt finanziell in der Klemme.او اکنون به دلیل صورت‌حساب غیرمنتظره، از نظر مالی در تنگنا قرار گرفته است.
  • Wenn du deine Hausaufgaben nicht machst, wirst du am Montag in der Klemme sitzen.اگر تکالیفت را انجام ندهی، روز دوشنبه در مخمصه خواهی بود.
  • Nachdem das Flugzeug Verspätung hatte, saßen wir stundenlang in der Klemme am Flughafen fest.پس از اینکه پرواز تأخیر داشت، ما ساعت‌ها در فرودگاه در شرایط سختی گیر افتاده بودیم.