in der Klemme sitzen
در مخمصه بودن، گیر افتادن (در شرایط سخت)
Bedeutungen
1
قرار گرفتن در یک موقعیت دشوار، مشکل یا تنگنا که از آن به راحتی نتوان خارج شد و نیاز به راهحلی فوری دارد.
- Wegen der unerwarteten Rechnung sitzt er jetzt finanziell in der Klemme.او اکنون به دلیل صورتحساب غیرمنتظره، از نظر مالی در تنگنا قرار گرفته است.
- Wenn du deine Hausaufgaben nicht machst, wirst du am Montag in der Klemme sitzen.اگر تکالیفت را انجام ندهی، روز دوشنبه در مخمصه خواهی بود.
- Nachdem das Flugzeug Verspätung hatte, saßen wir stundenlang in der Klemme am Flughafen fest.پس از اینکه پرواز تأخیر داشت، ما ساعتها در فرودگاه در شرایط سختی گیر افتاده بودیم.