in der Luft liegen

Aussprache: /ɪn dɛɐ̯ lʊft ˈliːɡn̩/
Worttrennung: in· ·der Luft ·lie·gen
اصطلاح

قابل حس بودن، قابل پیش‌بینی بودن، در شرف وقوع بودن

Bedeutungen

1

به معنای چیزی که به زودی اتفاق خواهد افتاد و قابل پیش‌بینی است، یا تنشی که در فضا احساس می‌شود.

  • Man spürt, dass etwas Neues in der Luft liegt.می‌توان حس کرد که اتفاق جدیدی در شرف وقوع است.
  • Nach der Ankündigung des Streiks lag eine gewisse Anspannung in der Luft.پس از اعلام اعتصاب، تنش مشخصی در فضا احساس می‌شد.
  • Es liegt etwas in der Luft, das uns alle beunruhigt.چیزی در هواست که همه ما را نگران می‌کند.