in der Scheiße sitzen

Aussprache: /ɪn deːɐ̯ ˈʃaɪ̯sə ˈzɪt͡sn̩/
Worttrennung: in· ·der ·Schei·ße ·sit·zen
اصطلاح

در وضعیت بسیار بدی بودن، در دردسر بزرگی افتادن

Bedeutungen

1

در یک وضعیت بسیار بد، خطرناک یا دردسرساز قرار داشتن. این اصطلاح بسیار شبیه به است و بار معنایی مشابهی دارد.

  • Wegen seiner Lügen sitzt er jetzt in der Scheiße und niemand hilft ihm.به خاطر دروغ‌هایش، او اکنون در وضعیت بسیار بدی قرار دارد و کسی به او کمک نمی‌کند.
  • Wenn wir die Frist verpassen, sitzen wir in der Scheiße.اگر مهلت مقرر را از دست بدهیم، در دردسر بزرگی خواهیم افتاد.
  • Er hat sich mit den falschen Leuten eingelassen und sitzt nun in der Scheiße.او با افراد نادرستی رفت و آمد کرده و اکنون در وضعیت بسیار بدی قرار دارد.