in der Tinte sitzen
در مخمصه افتادن، گیر افتادن
Bedeutungen
1
در موقعیت بسیار دشوار و خطرناک قرار گرفتن، به طوری که احتمالاً عواقب بدی در انتظار فرد است.
- Wenn der Chef von seinem Plan erfährt, sitzen wir in der Tinte.اگر رئیس از نقشهاش باخبر شود، ما در مخمصه خواهیم افتاد.
- Er hat das Geld veruntreut und sitzt jetzt tief in der Tinte.او پول را اختلاس کرده و اکنون در مخمصهای عمیق گرفتار است.
- Wegen der falschen Angaben sitzt der Angeklagte nun in der Tinte.به دلیل اظهارات نادرست، متهم اکنون در تنگنا قرار گرفته است.