in die Beine gehen
باعث تحرک شدن، به رقص واداشتن
Bedeutungen
1
موسیقی یا فعالیتی که باعث تحرک، شادی و تمایل به رقصیدن میشود.
- Bei dieser Musik muss man einfach in die Beine gehen.با این موسیقی آدم ناخودآگاه به رقص میآید.
- Die frische Luft und die Bewegung gingen ihm gut in die Beine.هوای تازه و تحرک باعث شد او سرحال شود و تمایل به حرکت پیدا کند.
- Die Band spielt so tolle Rhythmen, das geht sofort in die Beine.این گروه ریتمهای فوقالعادهای مینوازد، آدم بلافاصله دلش میخواهد برقصد.