in die Bresche springen
به کمک کسی شتافتن / وارد عمل شدن در شرایط بحرانی
Bedeutungen
1
این اصطلاح به معنای کمک کردن به کسی در شرایط دشوار، پر کردن جای خالی کسی که قادر به انجام وظیفهاش نیست، یا وارد شدن به موقع برای حل یک مشکل یا بحران است.
- Als der Kollege krank wurde, sprang ich für ihn in die Bresche.وقتی همکارم مریض شد، من به جای او وارد عمل شدم.
- Die Freiwilligen sprangen in die Bresche, als die Organisation unterbesetzt war.داوطلبان زمانی که سازمان کمبود نیرو داشت به کمک شتافتند.
- Er musste kurzfristig in die Bresche springen und die Präsentation halten.او مجبور شد به طور ناگهانی وارد عمل شود و ارائه را انجام دهد.