in die Luft fliegen
منفجر شدن، به هوا رفتن
Bedeutungen
1
به معنای انفجار فیزیکی یک شیء یا ماده، معمولاً به دلیل آتشسوزی یا واکنش شیمیایی.
- Wenn man das Benzin anzündet, wird es in die Luft fliegen.اگر بنزین را آتش بزنید، منفجر خواهد شد.
- Die alte Fabrik drohte, in die Luft zu fliegen, weil die Chemikalien instabil waren.کارخانه قدیمی تهدید به انفجار میکرد، زیرا مواد شیمیایی ناپایدار بودند.
- Bei dem Unfall flog das Auto fast in die Luft.در آن تصادف، ماشین تقریباً به هوا رفت.
2
به معنای از دست دادن کنترل، عصبانی شدن شدید و فریاد زدن یا واکنش شدید نشان دادن.
- Wenn er die Nachrichten hört, fliegt er gleich in die Luft.وقتی او اخبار را میشنود، فوراً از کوره در میرود.
- Sei vorsichtig, was du sagst, sonst fliegt er gleich in die Luft.مراقب باش چه میگویی، وگرنه او فوراً عصبانی میشود.
- Nachdem er die schlechte Note gesehen hatte, flog er in die Luft.بعد از دیدن نمره بد، او از شدت عصبانیت فریاد کشید.