in die Pilze gehen

Aussprache: /ɪn diː ˈpɪltsə ˈɡeːən/
Worttrennung: in· ·die Pil·ze ·ge·hen
اصطلاح

رفتن به چیدن قارچ

Bedeutungen

1

به معنای واقعی کلمه، به جنگل رفتن برای جمع‌آوری قارچ‌های خوراکی.

  • Am Wochenende fahren wir oft in die Pilze, wenn das Wetter gut ist.آخر هفته‌ها، اگر هوا خوب باشد، اغلب برای قارچ چیدن می‌رویم.
  • Mein Großvater liebt es, im Herbst in die Pilze zu gehen.پدربزرگ من عاشق پاییز برای قارچ چیدن است.
  • Wir haben einen Korb voller Pilze gefunden, als wir heute in die Pilze gegangen sind.امروز که برای قارچ چیدن رفتیم، یک سبد پر از قارچ پیدا کردیم.
2

به صورت استعاری، به معنای ناپدید شدن یا دور شدن از مکانی بدون اطلاع قبلی، اغلب به صورت ناگهانی.

  • Plötzlich war er weg, einfach in die Pilze gegangen.ناگهان او ناپدید شد، انگار که به هوا رفته باشد.
  • Nach der Party sind alle Gäste in die Pilze gegangen.پس از مهمانی، همه مهمانان ناپدید شدند.
  • Ich habe ihn überall gesucht, aber er war wie in die Pilze gegangen.من او را همه جا گشتم، اما انگار که ناپدید شده بود.