in die Puschen kommen
دست به کار شدن، فعال شدن، بجنب
Bedeutungen
1
به معنای شروع کردن به انجام کاری، فعال شدن، یا سرعت بخشیدن به کارها است، معمولاً زمانی که فرد تنبلی کرده یا کند عمل میکند.
- Wir müssen in die Puschen kommen, sonst verpassen wir den Zug.ما باید دست به کار شویم، وگرنه قطار را از دست میدهیم.
- Komm schon, in die Puschen! Der Abgabetermin ist morgen.بجنب! مهلت تحویل فرداست.
- Er muss endlich in die Puschen kommen, wenn er seine Ziele erreichen will.او باید بالاخره فعال شود اگر میخواهد به اهدافش برسد.