in einem Zug
یکباره، بدون وقفه، پشت سر هم
Bedeutungen
1
انجام دادن چند عمل یا رویداد به صورت متوالی و بدون فاصله زمانی قابل توجه.
- Er hat alle Prüfungen in einem Zug bestanden.او تمام امتحانات را پشت سر هم قبول شد.
- Wir haben die Reise in einem Zug gebucht: Flug und Hotel.ما سفر را یکباره رزرو کردیم: پرواز و هتل.
- Sie hat in einem Zug ihre Koffer gepackt und das Haus verlassen.او یکباره چمدانهایش را بست و خانه را ترک کرد.