in einem goldenen Käfig sitzen

Aussprache: /ɪn ˈaɪ̯nəm ˈɡɔldənən ˈkɛːfɪç ˈzɪtsn̩/
Worttrennung: in· ei·nem ·gol·de·nen ·Kä·fig ·sit·zen
اصطلاح

در قفس طلا بودن (داشتن ثروت ولی نداشتن آزادی)

Bedeutungen

1

به وضعیتی اشاره دارد که فرد از نظر مادی بسیار غنی و در رفاه است، اما آزادی عمل، انتخاب یا رضایت واقعی ندارد.

  • Sie lebt in einem goldenen Käfig; sie hat alles, aber keine Freiheit.او در قفس طلا زندگی می‌کند؛ همه چیز دارد اما آزادی ندارد.
  • Der Prinz saß in einem goldenen Käfig und konnte nicht frei entscheiden.شاهزاده در قفس طلا بود و نمی‌توانست آزادانه تصمیم بگیرد.
  • Viele Stars fühlen sich in einem goldenen Käfig, gefangen von Ruhm und Erwartungen.بسیاری از ستاره‌ها احساس می‌کنند در قفس طلا هستند، گرفتار شهرت و انتظارات.